تبليغاتX
شیراز و آب رکنی و دکتر احمدی نژاد
شیراز و آب رکنی و دکتر احمدی نژاد
معیار گرایی

باسمه تعالي

سلام عليكم

يك خطري كه همه حركتها و جريانات را تهديد ميكند بحث گرفتار شدن در دام شخصيت پرستي و دور افتادن از معيارگرايي است. اينقدر اين مطلب مهم و اساسي است كه با اطمينان ميتوانيم تمامي انحرافات طول تاريخ را به عدم شناخت و محور قرار ندادن معيار ها نسبت دهيم. معيار هاي يك حركت مولفه هاي اساسي و مشخصه هاي واقعي آن است كه مميزه آن جريان ميباشد. آفت معيار گرايي همانطور كه ذكر شد شخصيت گرايي است. افتادن در مسير شخص گرايي در طول تاريخ بسياري از موجهاي اصلاحي را به انحراف كشانده است و جوامع بي شماري را بيچاره كرده است.

امروز كه در حال حركت به سمت تحقق يك دولت اسلامي هستيم شناخت معيارها ي واقعي و تكيه بر آنها به جاي تكيه بر افراد و اشخاص ميتواند سلامتي اين حركت را تضمين كند. دوستان! تاريخ اسلام ميتواند در اين برهه ها خيلي درسهاي ارزنده اي داشته باشد. براستي چگونه شد كه آدمي مانند زبير كه روزي شمشيرش غبار غم را از چهره پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله پاك ميكرد در روزي ديگر به سمت فتنه انگيزي بر عليه اميرالمومنين عليه السلام حركت ميكند. آيا زبير يك استثنا است و يا نمونه اي قابل تكرار؟ چرا امروز تا ميخواهيم بحث از فرايند پرورش زبيرها به ميان بياوريم عده اي ميگويند اين حرفها را نزنيد توهين ميشود؟! اين معضلي كه تمام بشر با آن مواجه بوده است را نبايد از خودمان دور بدانيم و اميرالمومنين عليه السلام در مواجهه با اينچنين نمونه هايي بود كه فرمودند: "حق را بشناس سپس اهل آن را شناسايي كن" نه اينكه خداي ناكرده افراد و گروهها را معيار حق و حقيقت قرار دهيم كه در اين صورت گرفتار خسران عظيمي خواهيم شد و روزي ميرسد كه ما همچنان براي شخصيتهاي مورد علاقه مان سينه ميزنيم ولي از تبلور آرمانها در جامعه جز پوسته اي باقي نخواهد ماند.

بحث معيارگرايي فوق العاده بحث زيبا و مهمي است كه حالا حالا ها بايد در موردش صحبت كنيم.

2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت   توسط آدمیزاد  | 

شب میلاد

باسمه تعالي

سلام عليكم

وبلاگ را بروز كردم، براي تبريك سالروز ميلاد دختر نبوت همسر ولايت و مادر امامت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها. به قول علامه اقبال لاهوري

مريم از يك نسبت عيسي عزيز            از سه نسبت حضرت زهرا عزيز

خوب منهم مثل بسياري از شما امشب در مجلس جشني به همين مناسبت شركت كردم. نكته اي به ذهنم رسيده كه ميخواهم در ميان بگذارم و آنكه بچه مذهبي ها عموما در حركتهاي انقلابي و انفجاري خيلي عالي عمل ميكنند ولي آنجا كه پاي عمل به ميان مي آيد حرف و حديثها شروع ميشود. وقتي قرار است همه مان جمع شويم يك جايي و مراسم جشني برپا كنيم اكثر ما توي صحنه هستيم مانند امشب كه فضاي اطراف حرم حضرت شاه چراغ و خصوصا سيد علاءالدين حسين عليهما السلام كاملا رنگ و بوي ديگري گرفته بود ولي اگر قرار بر اين بشود كه همين فضا را هميشگي كرده و به جامعه تزريق كنيم آنوقت است كه آخ و اوخ مان بلند ميشود. حالا مائيم و مسئله تحقق دولت اسلامي! يعني اينكه قدم اول را با يك حضور پر نشاط و با طراوت بر داشتيم اينك نوبت مرحله اصلي كار است و بهانه جويي هيچ جايي ندارد. مبادا سرمان را پائين بيندازيم و برويم خانه براي استراحت تا انتخابات بعدي. تكليف مسير آينده كشور را همين روزها ميتوانيم تعيين كنيم.

ايها الناس! يك كسي پيدا شود اين رفيق ما را از خواب بيدار كند دلمان برايش تنگ شده است

2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت   توسط آدمیزاد  | 

یاد ایامی...

باسمه تعالي

سلام عليكم

توي چند ماه منتهي به انتخابات، ما وضع عجيبي و منحصر به فردي داشتيم. اين كه ميگويم منحصر به فرد ، به نسبت آن چيزي است كه در ديگران مشاهده كردم.

من و تعداد انگشت شماري از دوستانم از همان ابتدا (حدودا آبان و آذر ماه) سفت و سخت پاي كانديد خودمان كه آقاي احمدي نژاد بود ايستاده بوديم و نميدانم چرا به هيچ شكلي حاضر نبوديم با كانديداهاي ديگر كنار بياييم. روي هر كدام ده تا ايراد اساسي داشتيم. يادم مي آيد آنروزها درصد بسيار بالايي از مردم اصلا اسم آقاي احمدي نژاد را هم نشنيده بودند ولي ما با اينكه جمع كوچكي بوديم با اعتقاد راسخ و بدون تزلزل شروع كرديم به معرفي ايشان در حاليكه بسياري از نزديكان و دوستانمان اين رفتار ما را نمي پسنديدند و آنرا ناشي از جواني، تندروي، نداشتن بينش سياسي و امثال آن ميدانستند. با قاطعيت ميتوانم بگويم تعداد كساني كه آنروزها احمدي نژاد را، مناسب براي رياست جمهوري مي دانستند، بسيار اندك بود و تعداد آنهايي كه حاضر بودند در آن فضا اين اعتقاد خود را اعلام كنند و از آن دفاع نمايند، از آن هم كمتر . ولي ما انگار مسحور شده بوديم. جمعها و افراد زيادي در اطرافمان بودند كه مردد بودند و كانديداهاي بلند آوازه ديگري را ترجيح ميدادند ولي ما با گفتماني كه انتخاب كرده بوديم راه خود را ادامه داديم و يكي از عواملي كه خيلي به ما كمك ميكرد سخنرانيهاي رهبري بود كه به مرور دايره انتخاب حزب اللهي ها را تنگ تر ميكرد.

وقتي به روزهاي پاياني نام نويسي نزديك ميشديم و مشخص شد كه دكتر كنار برو نيست ما عزممان را جزم كرده بوديم كه از هيچ كاري دريغ نكنيم و همينطور هم شد.

خودم شخصا از اواخر پائيز شروع به راه اندازي وبلاگ انتخاباتي كردم و تا پايان انتخابات سه تا وبلاگ را راه اندازي و اداره ميكردم!! البته غير از دوستان نزديكم كسي اين موضوع و آدرس وبلاگها را نميداند. بهر حال نميخواستيم توي هيچ عرصه اي كم بياوريم. وقتي تبليغات رسمي شروع شد ما مثل انتخاباتهاي قبلي منتظر بوديم سيل پوستر را جاري ببينيم ولي خيلي زود متوجه شديم اينبار يك تجربه جديد را در پيش رو داريم. به ما گفتند بايد تبليغاتمان سينه به سينه باشد و تك تك آدمها را توجيه كنيم. آنقدر اين حرفها را در جلسات تكرار ميكردند و ميكرديم كه خودمان هم خسته شديم. چطور ميشود يك نفر را با تبليغات سينه به سينه رئيس جمهور كرد. گاهي واقعا داغ ميكرديم و اين را به حساب بي عرضه گي ستاد تبليغات مردمي ميگذاشتيم ولي واقعا پولي مولي چيزي در كار نبود عموما بچه ها از جيب مايه ميگذاشتند. پيش خودمان ميگفتيم تبليغ چهره به چهره به درد كانديدايي ميخورد كه مردم لااقل اسمش را شنيده باشند نه دكتر احمدي نژاد كه گاهي وقتي او را معرفي ميكرديم طرف متعجب ميگفت: اين ديگه كيه؟ كانديد مياندوره اي مجلسه؟

بهر حال مدتي كه گذشت تعدادي پوستر هم از طرف ستاد استاني با هزينه هاي مردمي تهيه شد. اوايل تنها گروه پوستر چسبان پاي كار توي همه شيراز و احتمالا همه استان فارس ما بوديم.ياد آن شبها به خير كه تا نزديك صبح پوستر ميچسبانديم و بعد خسته و گشنه برگشتيم خانه تا آماده يك روز ديگر شويم. تنهايي و غربت آنروزها باعث ميشد كمي فكري شويم اما ذره اي در اراده مان تاثير نگذاشت چرا كه تا آخرين ساعت تبليغات روز 5 شنبه دوم تير ماه بعد از اينكه اطراف ميدان نمازي و دانشكده مهندسي را به قدر كافي پوستر چسبانديم با لباسهاي مملو از سريش سوار بر رنو يكي از بچه ها توي ميدانهاي اصلي شيراز بين ماشينها تراكت پخش ميكرديم.آنقدر از آنروزها و شبها خاطره دارم كه نگو و نپرس.

يادم مي آيد يك شب كه در حال پوستر چسباندن بوديم يك بنده خدايي آمد سراغ يكي از دوستانمان و كمي با او صحبت كرد بعد اين رفيق ما آمد برايمان تعريف كرد كه طرف گفته شما چرا خودتان را به زحمت مي اندازيد و براي احمدي نژاد تبليغ ميكنيد او هم جواب داده براي اينكه ايشان را اصلح ميدانيم طرف گفته ولي من مطمئنم كه حتي اگر شده يك روز قبل از انتخابات احمدي نژاد به نفع هاشمي كنار ميرود و اميدوارم آن موقع تو را ببينم و درستي پيش بيني ام را به تو نشان دهم!!! از اين دست ماجراها چه تلخ و چه شيرين خيلي برايمان پيش آمد كه بماند براي بعد.

ميخواستم اينرا بگويم كه ما با اينكه يك جمع كوچك بوديم اما وقتي با اطمينان و با پيگيري هدفمان را دنبال كرديم توانستيم حركتي ايجاد كنيم كه در روزهاي پاياني تبليغات در دور دوم آنچنان فراگير شده بود كه ديگر ماها نميتوانستيم از شدت شلوغي پايمان را توي ستاد بگذاريم. همه آمده بودند و همه خود را متولي ميدانستند و ما با تمام وجود باور كرديم كه

                دوستان!

                       ميشود و ميتوانيم

2 نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت   توسط آدمیزاد  | 

باسمه تعالي

سلام عليكم

نمي دانم چرا احساس ميكنم اهميت رويداد با شكوهي كه در سوم تير به وقوع پيوست آنچنان كه بايد مورد توجه دوستان نيست. مردم ايران در اين انتخابات كار فوق العاده اي كرده اند كه اكثر خلق عالم هنوز متوجه اهميت آن نشده اند. البته دشمنان اصلي ما كاملا حواسشان جمع است. از اين طرف ماجرا ما هم بايد حواسمان باشد كه چه فضايي روبرويمان گشوده شده است. بايد متوجه باشيم كه همه جريانات قدرتمند عالم با حساسيت انتخابات ايران را دنبال كرده و تقريبا همه آنها به شكلي سعي كردند گروهها و جريانات مورد نظر خودشان را وارد بافت قدرت كنند. اين گروهها ممكن است با اهداف كوتاه مدت ميان مدت يا بلند مدت فعاليت كنند اما همه آنها در حساسيت نسبت به شرايط ايران مشتركند. اكنون همه آنها از نتايج انتخابات ايران ناراضي هستند و واكنشهاي مختلفي نشان ميدهند چرا؟ به نظر من دليلش اين است كه هر جرياني در ايران به راه بيفتد خيلي محتمل است كه تمام جهان را به سرعت تحت تاثير قراردهد و تمام معادلات را به هم بزند و اين همان نكته اي است كه مدتهاست عده اي ميخواهند آن را مدفون كنند تا كسي در موردش صحبت نكند. به عكس ميخواهند به ما القا كنند كه ما در صورتي مهم و مثبت ميشويم كه با جريان استكباري عالم همراه شده و در حيطه مورد نظر آنها قدم بزنيم. انقلاب آمد تا به ما بياموزد همه چيز در درون ما اتفاق مي افتد و اگر ما تغيير كنيم جهان نيز با ما تغيير خواهد كرد مهم خود ما هستيم مائيم كه ميتوانيم تعيين كنيم جهان به كدام سو حركت كند و در زير سايه هدايت امام عصر عليه السلام ما كاملا به اين هدف نزديك شده بوديم كه ناگهان مسير ديگري را به ما پيشنهاد كردند مسير همراهي با جريان طاغوتي و استكباري عالم. به ما گفتند شما نميتوانيد جهان را تغيير دهيد هيچ كس به شما اعتنا نخواهد كرد براي اينكه بتوانيد زنده بمانيد بايد با شارلاتانهاي عالم نرد عشق ببازيد و بي خطر باشيد شلوغ نكنيد دستتان را به دست بزرگتر هاي اين عالم بدهيد تا شما را تربيت كنند شما را به توسعه برسانند. سوم تير اما اين ادبيات ذلت آور و رخوت زا ترك سختي برداشت. منتخب ما شعارش اين بود كه ميشود و ميتوانيم اين بار گفتيم سياست خارجي تبعي از عملكرد دروني ماست و اين مائيم كه بايد سرمايه هاي درونيمان را به فعليت برسانيم. جريان شناسان عالم و نشانه فهم هاي جبهه دشمن خيلي خوب ميفهمند كه اگر اين موج به اولين نتايج شيرين و واقعي اش برسد همه عالم را بر عليه طاغوتهاي زمانه بسيج خواهد كرد. اين حركت با حضور تك تك ما شروع شد و با حضور تك تك ما به سرانجام خواهد رسيد. ان شاالله

هيچ نبايد موقعيت فعلي را دست كم بگيريم. معتقدم هم اكنون چشم تاريخ به ما دوخته شده است تا چگونه از اين موهبت الهي در مسير تحقق اهدافمان بهره بگيريم.

2 نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت   توسط آدمیزاد  |