باسمه تعالی
سلام علی آل یس
در صدر اسلام دو تفکر در مقطع رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به تقابل یکدیگر برخواستند که باز شناسی و جریان شناسی آن برهه حساس از تاریخ کمک بزرگی به ما از امروز جامعه مان میکند.
نه اینجوری نگاه نکن! اصلاْ قصد ندارم زیر و روی ماجرا را به هم بریزم فقط یک اشاره گذرا و نتیجه گیری
حرف اهل بیت علیهم السلام کاملاْ واضح بود. علی علیه السلام توسط خداوند به امامت برگزیده شده و به وسیله پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به مردم معرفی شده است بنابراین همه باید باید نسبت به او تمکین کنند و زیر لوای او درآیند
ادعای مخالفین ایشان چه بود. آنها میگفتند حالا که پیامبر از دنیا رفته است این مسلمین هستند که باید جانشین او را معرفی کنند و طبیعتاْ خلیفه پیامبر باید فردی با سابقه و مسن باشد تا همگان به او تمکین کنند. این چنین بود که در رویارویی این دو تفکر سقیفه زائیده شد و فجایع بیشماری که پس از به وقوع پیوست.
اما امروز همچنان تفکر شیعه مبنی بر نصب ولی از جانب پروردگار سرجای خودش مانده ولی پیروان سران سقیفه به هزار نحله درآمده اند. تکلیف ما با تفکر ولایی در برابر نظام اسلامی مشخص است اما این وسط مخالفین جمهوری اسلامی که ادعای مسلمانی و تشیع نیز دارند باید تکلیف خودشان را با اعتقاداتشان و سیره علوی و منش عمری و ابوبکری مشخص کنند. البته آنها که بی پروا ترند مشخص کرده اند آنروزی که اعلام کردند آنچه در صدر اسلام اتفاق افتاده انتخاب جمعی مسلمانان بوده که با پیشنهاد پیامبر البته تناقضاتی داشته است و تازگی نیز یکیشان اعلام کرد صراحتاْ که دموکراسی با تفکر مهدویت جور در نمی آید. من نمی دانم تا کی میشود دولا دولا شتر سواری کرد. اگر ما بیاییم بگوئیم این حضرات تفکراتشان در چارچوب تشیع نمیگنجد فریادشان بلند میشود که شما تندروئید و چماق تکفیرتان در طول تاریخ چه ها که بر سر خردمندان نیاورده است. ولی جداْ بنده همان موقع که نوشته های این بنده خدا در مورد ذاتی و عرضی در دین را خواندم و حتی قبل از آن وقتی نظراتش در مورد تنگی و گشادی را مطالعه کردم از صمصم دل خدمت دوستان عرضه داشتم: انا لله و انا الیه راجعون!
حالا ببینید چه فاجعه ای میشود وقتی تفکراتی از قبیل این بشود امام و راهنمای برخی مسئولین نظام اسلامی!! آنقدر پشتک و وارو در دامنه دین زدند و آنقدر دولا دولا شتر سواری کردند که نگو! طرف توی حکومت اسلامی با آن مبانی و اصول آمده مسئولیت قبول کرده حالا به هر مناسبت حرفهای مثلاْ پوپر را با ترجمه ناقص به خورد ملت تشنه اصلاحات میدهد. راست راستی تو چند سال گذشته ماها خیلی زجر کشیدیم و بروی خودمان نیاوردیم. بابا رسماْ توی مملکت امام زمان و روی خون شهدا دارد منش ابوبکر را ترویج میکند و همزمان از مردم سالاری علوی دم میزند.آدم دوست دارد سرش را بزند توی صفحه مونیتور!!
باسمه تعالی
سلام علی آل یس
شهسوار هل اتی انا فتحنا کشته شد
تاجدار لا فتی فتحاْ قریبا کشته شد
میر بطحا کشته شد
۲۱ رمضان سالروز شهادت اسوه بندگی و انسانیت را تسلیت میگویم.
امیر المومنین علی (علیه السلام ) ممکن است برای هر فرقه ای یک جلوه ای داشته باشد حکمتش شجاعتش بلاغتش و... اما برای ما شیعیان علی (علیه السلام ) یک پدر است یک امام. یک انسان کامل که توسط پروردگار به مقام ولایت و امامت امت منصوب شد اما حقارت بشر این فرصت را از او گرفت تا تشعشع حکومت عدلش را به ما بنماید.
امروز داغدار غروب مردی هستیم که مظلومیت صفت سایه افکنده بر تمام زندگیش بود. می فرمود "سلونی قبل ان تفقدونی" و مظلومیت نهفته در این کلام مرغ دل را بیتاب میکند.
باسمه تعالی
سلام علی آل یس
سالهای زیادی است که رسانه ملی راهش را از انقلاب و ارزشهای آن جدا کرده است و ساز خودش را میزند. هر چه می گذرد آثار این جدایی و تکیه بر اصالت لذت در صدا و سیمای ما بیشتر آشکار میشود. گویی مدیران صدا و سیما و مردم خدا باور در دو فضای مختلف زیست میکنند که حرف همدیگر را نمی فهمند. من همیشه احتیاط میکنم و درصدی از اعتقاداتم را کتمان میکنم به عنوان اینکه شاید دچار اشتباه شده باشم و به دامنه افراط درغلطیده باشم اما شما به سخنرانی رهبری در جمع مدیران صدا و سیما بعد از انتصاب آقای ضرغامی دقت کنید آدم موی بدنش سیخ میشود. چه شده که رهبری اینقدر دقیق و تقریباْ مصداقی با این حضرات سخن میگوید. انصافاْ یادم نمی آید رهبری خطاب به هیچ کدام از ارگانها اینقدر صریح و علنی صحبت کرده باشند از آن طرف نگاه کنید به رفتار این سازمان. انگار که عالماْ و عامداْ سعی در تخریب فرهنگ دینی ما دارد. گاهی به نظر میرسد که اصرار دارند دقیقاْ بر خلاف رهنمودهای رهبری عمل کنند.
آدم ماتش میبرد. چرا ننویسم که همین چند هفته پیش توی یکی از سریالهای خارجی که یک زن به عنوان کمیسر بازی میکند وقتی دو بازیگر نر و ماده در آغوش هم به بهانه امدادرسانی میان آسمان تاب میخوردند چندین بار مدیران محترم رسانه ملی را لعنت کردم به خاطر خیانتهایشان
در مورد صدا و سیما مصیبت و بدبختی خیلی زیاد است منهم حوصله و سوادش را ندارم ولی از این مجموعه های مثلاْ طنز نمیتوان گذشت و حرفی نزد. من نمیدانم آیا رعایت نزاکت و حیا هم مشمول هیچکدام از دستورالعملهای صدا و سیما میشود یا نه؟ این سراشیبی در معنا و ابتذال در کلام تا کجا خواهد رسید. نکند برنامه ریزی کرده اند که ( ببخشید بی ادبی است) دفعه بعد به زور آروغ ملت را بخندانند. عجالتاْ جهت شادی روح بلند سید مرتضی آوینی و هدایت شدن مدیران صدا وسیما بلند صلوات بفرستید
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم من الجن و الانس من الاولین و الآخرین من الآن الی قیام یوم الدین
باسمه تعالی
سلام علی آل یس
آی که چه مزه ای داد خواندن این کتاب استراتژی انتظار! جلد اول و دوم کتاب را که در یک مجلد چاپ شده
شهریور ۸۳ توی مشهد از کتابفروشی داخل حرم خریدم. همواره مترصد فرصتی بودم که بخوانمش اما برنامه های پیوسته مطالعاتی و تحقیقاتی این فرصت را نمی داد. تا اینکه مجالی پیش آمد و کتاب را دست گرفتم. انصافاْ دست استاد شفیعی سروستانی درد نکند. "استراتژی انتظار" افق جدیدی را بروی ذهن خواننده می گشاید و احساس مسئولیت شدیدی را به مویرگهای عمیق وجود تزریق میکند. در این کتاب مائیم و بقیه الله و تکلیفی که به واسطه شناخت ولی خدا بر دوشمان احساس میکنیم. خواندن این کتاب متفاوت و کم نظیر را به همه دوستان مخصوصاْ دست اندر کاران فرهنگی مملکت توصیه میکنم.
باسمه تعالی
سلام علی آل یس
آی که چه مزه ای داد خواندن این کتاب استراتژی انتظار! جلد اول و دوم کتاب را که در یک مجلد چاپ شده
شهریور ۸۳ توی مشهد از کتابفروشی داخل حرم خریدم. همواره مترصد فرصتی بودم که بخوانمش اما برنامه های پیوسته مطالعاتی و تحقیقاتی این فرصت را نمی داد. تا اینکه مجالی پیش آمد و کتاب را دست گرفتم. انصافاْ دست استاد شفیعی سروستانی درد نکند. "استراتژی انتظار" افق جدیدی را بروی ذهن خواننده می گشاید و احساس مسئولیت شدیدی را به مویرگهای عمیق وجود تزریق میکند. در این کتاب مائیم و بقیه الله و تکلیفی که به واسطه شناخت ولی خدا بر دوشمان احساس میکنیم. خواندن این کتاب متفاوت و کم نظیر را به همه دوستان مخصوصاْ دست اندر کاران فرهنگی مملکت توصیه میکنم.
باسمه تعالی
سلام علی آل یس
معتقدم بدون کنترل تبادلات ناصحیح فرهنگی هیچ گاه نخواهیم توانست دست به تدوین یک استراتژی فرهنگی بزنیم. دولت لاجرم باید در فکر کنترل قاچاق باشد مخصوصا قاچاق اقلامی که کارکرد فرهنگی آنها بیشتر مد نظر است مانند آنتن ماهواره و البسه.
مدتهاست که به هزار زبان گفته ایم تاثیرات ناشی از تماشای کانالهای ماهواره ای بسیار گسترده بوده و هرگونه سازندگی اخلاقی را بی نتیجه می سازد. تصور کنید نوجوان و یا جوانی را که پس از ساعتها مشاهده برنامه های مثلاْ غیر اخلاقی ماهواره راهی محیط عمومی میشوند. براستی چگونه میتوان اینها را کنترل کرد. اگر آزادش بگذاری همه مرزهای اخلاقی را در هم میشکند اگر محدودش کنی رسماْ عقده ای میشود. زیرا او ناچار است انرژی متراکم شده اش را در مسیری که دلپذیر می یابد آزاد کند و هر گونه مانعی را خشمگینانه از سر راه کنار بزند و یا رخوت آلود به کنجی خزیده و به مواد افیونی مشغول شود.این دردی است که بر هیچ کس نمیتوان برد زیرا خواهند گفت که درد از تو و درمان نیز از توست.
یک حساب ساده قابل فهم را چرا بعضی ها اینقدر پیچیده می فهمند؟ میگوئیم امنیت اخلاقی جامعه با گسترش شبکه های ماهواره ای به خطر می افتد. میگوئیم اثرات مخرب برخی برنامه ها قابل جبران نیست میگویند نمیتوان جامعه را محدود کرد باید مصونیت سازی کنیم.
احساس تهوع به آدم دست میدهد وقتی استدلالهایشان را به یاد می آورم. مخصوصاْ حالا که بعد از ظهر است و گرسنگی خودی نشان میدهد. یکی نیست بگوید مثلاْ از اثرات روحی روانی یک فیلم با صحنه هایی سکسی چطور میخواهید با مصون سازی جامعه جلوگیری کنید. اصلاْ همچین چیزی امکان دارد که ما دنبالش برویم چرا حرفهایی میزنند که مرده در قبر روده بر شود. بدبختانه با همین خزعبلات چندین سال است مانع یک تصمیم گیری اساسی میشوند. مصون سازی که اینها می گویند یعنی آفریدن یکسری انسان معصوم که اصولاْ به تلویزیون نگاه نکنند و الا همین غمزه های مکش مرگ بازیگران ماده سینما و تلویزیون خودمان کم مانده ما را از راه بدر کند اگر تا حالا نکرده باشد. آهان حالا فهمیدم منظورشان از ایجاد مصونیت چیست یعنی اینکه آنقدر تصاویر غیر اخلاقی را ببینیم و آنقدر بد وبیراه به اعتقادات دینیمان بشنویم که برایمان عادی شود و دیگر تحریک نشویم مثل خود آقایان مصون شده و مثل قاتل آدمکشی که از بس آدم کشته دیگر هیچ احساسی در موقع کشتن انسانها پیدا نمی کند دقیقاْ!
آقای دکتر احمدی نژاد!
شما وظیفه دارید بخاطر ما نوجوانان و جوانان این مرز وبوم فکری به حال تحمیلات فرهنگی در این جامعه بکنید.
باسمه تعالی
سلام علی آل یس
بی هیچ تردیدی هر مجموعه ای که بر سر کار می آید تلاش می کند جامعه را آنگونه که می پسندد تربیت و هدایت کند.مدیریت امکانات تربیتی در جهت نیل به مقصود در این مسیر از اهمیت بسزایی برخوردار است. بی شک یکی از مصادیق مهم امکانات تربیتی رسانه ها هستند که دعوا بر سر کنترل و مدیریت آنها در جهان امروز جنگی بی پرده و عیان شده است. دولت دکتر احمدی نژاد اگر میخواهد دلش را به برخی اقدامات مثبت اجرایی خوش کند که هیچ اما اگر قرار است طرح ریزی یک حرکت اصیل به سمت جامعه مهدوی را دنبال کنیم نمیتوانیم نسبت به تولیدات و تبادلات رسانه ای بی توجه باشیم.
متاسفانه به این اعتقاد رسیده ام که ما کنترل تربیت جامعه را تا حدود زیادی از دست داده ایم. یعنی اینکه بسیاری از مربیان و تغذیه کنندگان فکری این جامعه اصولاْ در اختیار ما نبوده و پاسخگوی هیچ کس نیستند بماند تنها هدفشان تخریب فرهنگ دینی ماست.
حالا صریحتر حرف بزنم! صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران خودش کم مصیبتی است که داغش نو به نو تازه میشود حالا بیایید تصور کنید که با استفاده از این ابزار (تلویزیون) و با کمک گیرنده های ماهواره دشمنان خونی انسان و اسلام تمام مدت برنامه بسازند و به خورد ملت بدهند. دیگر چه امیدی میتوان به هدایت افراد جامعه داشت در حالیکه کنترل فکر و ذهن آنها با جادوی تصویر در اختیار دشمنان ماست.
باسمه تعالی
سلام بر امام زمان علیه السلام
فرا رسیدن ایام ضربت خوردن امیرالمومنین علیه السلام را تسلیت میگویم
توی یک اتوبان شلوغ وقتی تعداد زیادی ماشین با سرعتهای وحشتناک در حال عبورند و رسیدن به مقصدی مبهم را دنبال میکنند حتی کاستن از سرعت نیز تبعات! دارد چه برسد به توقف و توبه مانند برگشتی غیر قابل تصور در این میدان است. براستی که توبه انقلابی است بر علیه خویش رفتاری متحیر کننده. این شبها و روزها را برای درک لذت توبه از دست ندهیم.
التماس دعا